تبلیغات
اخبار شهر من تکاب " شیز نیوز "

اخبار شهر من تکاب " شیز نیوز "

ADS
نویسنده : دردمند پنجشنبه 20 بهمن 1390, 04:33 ب.ظ
به نام اللهفرماندار تکاب
در هر شهری و منطقه ای معمولا کسی را برای مدیریت و سرپرستی خود انتخاب می کنند که از تمام افراد آنجا آگاه تر و دارای هوش و ذکاوت بالایی باشد.خدا را شکر که برای شهر ما -تکاب- هم این قضیه صادق بوده و فردی را برای فرمانداری ما برگزیده اند که از تمامی اهالی این شهر اصلحتر و باهوش تر است.
در ادامه مطلب بخوانید...


سرتان را درد نیاورم
برم سر اصل مطلب
دو سه شب پیش برای شرکت در مراسم تقدیر از کارگاران نمونه شهرستان به سالن اجتماعات معلم دعوت شده بودم و علی رغم میل باطنی برای شرکت در این مراسم و فقط برای ارضای حس کنجکاوی که چه کسی برتر است در این مکان حضور یافتم.
به کم و کیف مراسم و ضعف و قوتهای ان کاری ندارم. نکته ای که خیلی برایم جالب و دردناک بود را نقل می کنم تا کمی آرام شوم.
مجری از پشت میکروفن از گروه آواز افشار، که آوازه ایشان در استان و استانهای همجوار پیچیده است دعوت به هنرنمایی می کند
پس از کشیدن پرده سالن و سر وصدای زیاد برای قرار دادن صندلی ها جهت اجرای گروه و اینکه مجری محترم فراموش کرده بود که میکروفن را خاموش کند و صحبتهایشان در سالن پخش می شد، پرده باز شد و در میان تشویق بسیار زیاد حاضران این دوستان کار خودشان را اغاز کردند
اجرای بسیار زیبا و خوبی بود که لازم هست به نوبه خودم هزاران احسنت و افرین نثار ایشان کنم.
2-3 دقیقه از اغاز اجرا نگذشته بود که فرماندار محترم با اشاره سرپرست اداره کار را پیش خود فرا خواند و دستور داد که از حاضران در سالن پذیرایی به عمل اورند.
البته در ابتدا با مقاومت آقای رضویان مواجه شد که معتقد بود این کار باعث سروصدا و شلوغی در سالن می شود که فرماندار این بار شدید تر دستور داد که بگویید پذیرایی کنند و مطمئن باشید که اتفاقی نمی افتد.
ایشان هم سمعا و طاعتا به سپاه آماده به خدمت خود دستور پذیرایی داد و کارگران زحمتش که از صبح زود مشغول بسته بندی وسایل پذیرایی بوده اند با جعبه های بزرگ وارد سالن شدند.حداقل 10 نفر بودند(اگر کم نشمرده باشم)
و از صف اول شورع به توزیع خوردنی ها کردندو همان اتفاقی که نباید افتاد.
در سالن و در هنگام اجرای گروه فوق الاشاره سرو صدایی به پا خواست که من شنونده هر چه گوشم را تیز می کردم صدایی جز صدای نا مفهوم خواننده آواز در میان هیاهوی حاضران در سالن که می خواستند زودتر از همه بسته خوردنی ها خودشان را تحویل بگیرند، نمی شنیدم
در این لحظه بود که از شدت بغض و ناراحتی میخواستم فریاد بکشم و ولی حیف که صدای ما را کسی نمی شنود
اجرای گروه افشار تمام شد و تماشاگران در حالی که تکه بزرگی از موز در دهانشان بود شروع به تشویق آنها نمودند و گروه افشار پس از تعظیم و تکریم حضار از صحنه خارج شدند.
برنامه بعدی سخنرانی جناب فرماندار بود
در این لحظه بود که فرمان تاریخی صادر شد
و باز هم خطاب به سرپرست اداره کار که بگویید چند دقیقه صبر کنند تا همه پذرایی شوند و بعد از ساکت شدن سالن دوباره برنامه را ادامه دهید.
10-15 دقیقه بیکار نشستیم و با خیالت راحت آبمیوه و کیک و ساندیسمان را نوش جان کردیم.
مجری بعد از تشکر از گروه افشار از فرماندار محبوب و مردمی شهرمان با لفظ پر استرس "مهندس ... " دعوت نمود تا برای کسب فیض حضار سخنرانی نمایند.
فرماندار محترم نیز بعد از نیم ساعت تجلیل از مجری، قاری،سرپرست اداره کار،نماینده کاراگران، گروه آواز افشار و مخصوصا صحبت در باره موسیقی و نقش ان در اعطلای روح و روان انسان و گوشزد به مدیران ادارت که باید در برنامه هایتان از این گروههای موسیقی استفاده کنید(پذیرایی را هم در وسط برنامه آنها انجام دهید)،تازه یادشان افتاد که چرا اینجا هستند و اصلا مراسم برای چیست...

یادم افتاد مولای موتقیان حضرت امام علی (ع) در واپسین روزهای عمر پر برکتشان خطاب به امام حسن (ع) فرمودند: " فرزندم آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند"
نمی دانم جناب فرماندار آیا تا به حال این سخن نغز و پر مفهوم را شنیده اند یا نه؟
و احتمال می دهم نه تنها نشنیده اند بلکه در کتاب دوران(اگر اشتباه نکنم) راهنمایی نیز نخوانده اند. چرا که اگر اینگونه بود هیچ وقت به خود اجازه نمی دادند که با بی تدبیری خود آن برنامه زیبا را بر هم بزنند و ولی برای حرفهای خودشان مردم را 15 دقیقه بی کار در سالن رها سازند تا همه ساکت شوند.
آیا لازم نیست مدیران ارشد استانی وقتی که فردی را برای مدیریت یک به اصطلاح شهر مثل تکاب در نظر می گیرند، ذره ای هم به توانایی ایشان در امور مختلف از جمله امور فرهنگی و هنری تاکید داشته باشند؟

هر چند این حرفها را هیچ کس نخواهد شنید و برای همیشه در در میان انبوه صفحات این دنیای بی رحم گم خواهد شد ولی تسلی است بر دل این دردمند.
یاعلی


پی نوشت: لازم هست خدمت دوستان عرض کنم که فرماندار محترم و دوست عزیزشان، بخشدار بزرگوار از اول تا اخر مراسم بجز دقایقی که فرماندار محترم مشغول سخنرانی بود، گرم صحبت در گوشب با هم بودند و گل می گفتند و گل می شنفتند.انگار نه انگار کسی دارد برایشان گزارش کار میخواند و یا درد دلی می کند...

پی نوشت 2: حوصله اصلاح غلطهای املایی را ندارم.در نوشته های بعدی جبران می کنم . شما به بزرگواری خود ببخشید
 

دسته بندی : حرف دل ,
برچسب ها : فرماندار فرهنگی , سخنرانی فرماندار , تجلیل از کارگران نمونه , گروه آواز افشار ,



» توهین؛ تاریخ تکاب را تحریف نمی کند! ( سه شنبه 21 آذر 1391 )
» وقتی پاهایم را از دست دادم به دستهایم نگاه کردم ( سه شنبه 6 تیر 1391 )
» استاد اباصلت صادقی درگذشت ( چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 )
» مقصود تان از شرافت چه بود ؟!! ( یکشنبه 14 اسفند 1390 )
» بغضی که عاقبت ترکید ... ( شنبه 13 اسفند 1390 )
» شیر خدا و رستم دستانم آرزوست... ( سه شنبه 9 اسفند 1390 )
» موقعیت شناسی فرماندار ( پنجشنبه 20 بهمن 1390 )
» من می روم ولی تو بمان ( پنجشنبه 20 بهمن 1390 )
موضوعات

صفحات

لینکدونی

نویسندگان

» دردمند (8)

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


قصد نداشتم این وبلاگ رو راه اندازی کنم ولی آنقدر درد هست و آنقدر بی عدالتی می بینم که خواستم م ن هم قطره ناچیزی در کنار دریای بی کران دیگر دوستان وبلاگ نویس در اعتراض به این همه بی عدالتی باشم.شاید کسی صدای ما را بشنود.یاعلی
ایجاد کننده وبلاگ : دردمند