تبلیغات
اخبار شهر من تکاب " شیز نیوز "

اخبار شهر من تکاب " شیز نیوز "

ADS
نویسنده : دردمند سه شنبه 21 آذر 1391, 11:19 ق.ظ

تکابفاش آنلاین ـ آن روز که امام روح الله آدرس سربازانش را در قنداق ها  و گهواره ها می داد خوش بین ترین  انقلابی هم فکرش را نمی کرد که این سربازان نسل به نسل بهینه تر و بصیر تر، نسل به نسل بیدار تر و هوشیار تر، نسل به نسل عالم تر و آگاهتر، نسل به نسل دلیر تر و شجاع تر، نسل به نسل پاک تر وبا تقوا تر خواهند بود. و تا آنجا که سربازان حضرت روح الله از دست مسیحایی امام خامنه ای سر دوشی «افسر جنگ نرم » دریافت خواهند کرد.

آری این توصیف نسل من است نسل سوم و چهارم این نهضت جهانی و آسمانی، که بنایش را حضرت روح الله گذاشته و قافله سالارش امروز حضرت آقا سید علی است تا که به سرمنزل مقصود رسد ،به دست صاحب«عج الله تعالی فرجه الشریف ».



سهم پدران ما در بالندگی این «ستبر تنومند» همه، افتخار ماست و نه بخشی، بل تمام هویت ما را شکل داده، پوتین های پدرانمان را پوشیده ایم، بندهایش را محکم تر بسته ایم و تا آخرین قطره خون گرگان درنده تاریخ را محو نکنیم از آخرین قطره خونمان که ارزانی قافله سالارمان است سخن نخواهیم گفت. این نسل من است میراث دار آرمانهای قهرمانان بی نام ونشان.

تا انگشت اشاره ماه بسوی جبهه ای نشانه می رود چون سیل روانیم و این شورمان را مرهون شعورمانیم، آن هم از لطف لب لعل فرزانه،« ولی امر» در مکتب خانه بصیرت.

 و دراین راه خم به ابرو نخواهیم کشید وگله ای نخواهیم سرود حتی از دوستان مدعی. زخم تهمت ها و انگ های قریبان! و غریبان! بر پیشانی مان در این مدت دلیل مان بر این مدعاست.

اما درد مان امروز  نگاه کوتاه «اداره های دولت» به  قد رعنای«اراده های انقلاب» است.

 بگذار با تو بگویم ای نسل چهارم انقلاب. بیا و بنشین به پای سخن من که نسل سومی ام، به احترام آن یک دهه پیراهنی که بیشتر از تو پاره کرده ام: باید که بمیرم از این شرم که هم سالان تو در شهرهای این میهن آباد در دشت های خرمش در حال سیر در عوالم بهترین دوران زندگی یعنی گذر از نوجوانی به جوانی اند، آنگاه تو باید برای مسئولین این شهر کلاس تفسیر راستی بگذاری و بجای خرج اراده ات به بازی  وسرگرمی و تحصیل، از درد بازیچه شدن آینده خود و شهرت سینه ات را آماج تیر اداره های کسل و عبوس مسئولینی کنی که « منتقد» را «معاند» می بینند.

باید که بمیرم از شرم که قاه قاه خنده ات که اقتضای سن شیرین توست در چین و چروک صورت و در میان دلهره ی آینده ات گم شده.

 باید که بمیرم از خجلت این طنز تاریخ که دشمن انگشت به دهان است از اینکه تو را بصیر و مقاوم یافته و با تمام دارای اش به جنگ تو آمده و درمانده  از ایستادگی و پایداریت اما «مسئولی» در این شهر به دغدغه های مردانه ات خروش می کند و به صورت فرهنگ و تاریخت چنگ می اندازد، مردمت را به سخره می گیرد. بیداری تو را سنگ راه روزمرگی وتنبلی خود می بیند.

شهر زیبای تکاب

 بی کفایتی خود را با توهین به شخصیت مردم محروم شهرت که خواسته هایشان هم سن انقلاب شده از شدت بی کفایتی مسئولانی که ناخواسته در زمین دشمن بازی می کنند، اما هرگز حتی اگر نزدیک شود، فکر پشت کردن ما به آرمان هامان، چرا که ما نه برای داشتن راه مواصلاتی، مرکز درمانی و… و نه برای داشتن حداقل های زندگی پای این قیام ایستاده باشیم که برای دین مان به پا خواسته ایم و گوش به زنگ تر شدن لب یاریم.

شرم بر من که تو نسل چهارم انقلاب که عدد سالهای عمرت تازه دو رقمی شده، بجای فکر کردن به دغدغه های نوجوانیت زخمی شده ای از تیشه ی، بازی دروغ و منم منم های قدرت طلبان عافیت پرست.

راستی شما چقدر زود بزرگ شدید شاید غبار یتیمیِ محرومیت اینگونه، گونه های سرختان را کبود و گیسوان پژمرده تان را سفید کرده که با «مدعیان بزرگی» در این شهر که به آزمایشگاه تست مسئولین در حال رشد، و پرتگاه قدرت طلبان موی دماغ مسئولین استانی و اتاق انتظار منتظران بازنشستگی تبدیل شده به مناظره نشسته اید و الحق که از نسل «عافیت ستیزان پست گریزید» که نام شان را و نان شان را فدای دین شان کرده اند و برای گفتن حق از هیچ «اداره ای » ابا ندارند و بهترین راه دفاع از نظام را مبارزه با «ترمزهای انقلاب» می دانند که تفسیرشان از انقلاب، ضد انقلاب است چرا که انقلاب ما انقلاب مستضعفان است وانقلاب پا برهنه گان نه  پله ترقی پست طلبان انگل صفت که زالو وار بر سر خوان آماده انقلاب مسابقه قدرت طلبی و رفاه طلبی گذاشته اند و ودر این راه بخوانید چاه دائم بر مردم می جوشند و حمله می کنند و درمقابل مافوقان خود می لرزند و منجمد می شوند وبه جای طرح و پیگیری مشکلات چشم و ابروی آنان را به توصیف می نشینند تا که استخوان قدرتشان را چرب تر کنند.

نسل ما و شما به نقاط قوت و پر افتخار این سی و چهار سال می بالد اما عافیت طلبانه بر کاستی ها و ضعف ها سر پوش نمی گذارد، و به فکر رضایت خداست نه رزومه سازی و مسئول بازی.

 نسل ما و شما  به خود می نازد از اینکه شرق و غرب را ذله کرده با نبوغ و جسارتش، اما مزورانه از شنیدن ایرادات و اشکالات و از قبول وجود شیطان نفس و درون نمی هراسد.

 نسل ما و شما بر زخم های حاصل  کم کاری و اشتباهات که عبرت آموز است مرهم تزویر و دروغ نمی گذارد بلکه تیغ جرح می فشارد با داروی تلخ، اما شفا بخش وموثر پوزش از ملت.

نسل ما نسل شیر مردان «روح خدا»ست که می گفت: « من از این چهره های نورانی شما مردم خجالت می کشم»، نسل «سید علی» است که سکان دار این کشتی نجات است و در پر تلاطم اقیانوس سهمگین هجمه ی شرق و غرب، می تازد دنیایی را با خطبه هایش مدیریت می کند، اما دراشتباه مسئولین امر خود را سهیم می داند.

 این نسل من است میراث دار آرمانهای قهرمانان بی نام ونشان.

و چه بگویم از نگاه شرم آور مسئولین در این دیار که به جای پاسخ  به سئوالات و شنیدن درد و دل نوجوانان و جوانان این شهر و امید بخشی و راهنمایی آنان حتی با فرض اشتباه و خطای آنان با توهین به آنان حمله می کند و با غیض و خشم مورد عتابشان قرار می دهد که چه؟ که چرا شما « می دانید». مسئولی که در طول سی ماه حضور در این شهر حتی یک بار هم جلسه پرسش و پاسخ نگذاشته تا نه پاسخگو بلکه شنونده درد و دل مردم باشد. مسئولی که مصوبات اندک جلسات اندکش را نیز از یاد برده. و شاه بیت سخنانش در جلسات، تحلیل مسائل بین المللی و کلان است و یادش رفته مسئول اجرایی این شهر است نه تحلیل گر سیاسی (تکرار تحلیل های خبری تلویزیون) که البته بجای خود هست. مسئولی که در ظاهر چنان به آغوش می کشد که گویی گمشده اش را یافته و در خفا «حذف کنید» قافیه کلامش هست . مسئولی که تاب سخن یک نوجوان دردمند را ندارد و منتقدان را «خط گرفته» از طیف و گروه خاصی می بیند که حتی اگر این فرض هم درست باشد باید که پرسید حال با این حجم بی شمار منتقدان از هر قشر و صنفی آیا بهتر نیست این مردم «بد» را با درد هایشان تنها بگذارید از ما قهر کنید، بدتر از آن درد اطرافیان و متملقان  دور و بری است که به جای دفاع از حق وحقیقت، برای چند روز مسئولیت بیشتر و یا حتی پستی بالا تر از اداره «عریض و طویلشان» از آقای «حضرتعالی» دفاع می کنند و برای  حقیقت طلبان جلسه تاسف! می خورند.

اینها بی آنکه خود بدانند ترمزهای انقلابند چرا که دشمن خفیف شده نیز همان را می خواهد که نظامی که در بالا ترین سطح کار آمدی است را محکوم به عدم پاسخگویی و شفاف سازی نسبت به مردمانش کند، البته این فکر بی فکری را با خود به گور خواهد برد اصلا مشکل ما دشمن نیست چرا که الحمد ولله دشمنان خارجی ما  ازنادانان است  ومشکل ما امروز بیم  پوسیدن از درون است با دست مبارک آقایان «حضرتعالی».


 
منبع:           
دسته بندی : اخبار شهر ,
برچسب ها : تاریخ تکاب , امام روح الله , درد تکاب , مسئولین بی غیرت , عافیت ستیزان پست گریز , نسل شیر مردان , حضرتعالی ,



» توهین؛ تاریخ تکاب را تحریف نمی کند! ( سه شنبه 21 آذر 1391 )
» وقتی پاهایم را از دست دادم به دستهایم نگاه کردم ( سه شنبه 6 تیر 1391 )
» استاد اباصلت صادقی درگذشت ( چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 )
» مقصود تان از شرافت چه بود ؟!! ( یکشنبه 14 اسفند 1390 )
» بغضی که عاقبت ترکید ... ( شنبه 13 اسفند 1390 )
» شیر خدا و رستم دستانم آرزوست... ( سه شنبه 9 اسفند 1390 )
» موقعیت شناسی فرماندار ( پنجشنبه 20 بهمن 1390 )
» من می روم ولی تو بمان ( پنجشنبه 20 بهمن 1390 )
موضوعات

صفحات

لینکدونی

نویسندگان

» دردمند (8)

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


قصد نداشتم این وبلاگ رو راه اندازی کنم ولی آنقدر درد هست و آنقدر بی عدالتی می بینم که خواستم م ن هم قطره ناچیزی در کنار دریای بی کران دیگر دوستان وبلاگ نویس در اعتراض به این همه بی عدالتی باشم.شاید کسی صدای ما را بشنود.یاعلی
ایجاد کننده وبلاگ : دردمند